بایگانی نویسنده: admin

آونگ

کسی که مینویسه یه مرگیش هست . کسی که مینویسه و بعد نمینویسه ، یه مرگیش هست . کسی که مینویسه و بعد نمینویسه و بعد دوباره شروع میکنه به نوشتن ، یعنی هیچ سنگ و دیواری پیدا نکرده برای … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | 2 پاسخ

پاییز ِ هر سال

  پاییز گَوَزن ِ تنهایی است که برگ ِ شاخ هایش ریخته . . .

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | پاسخ دهید:

هراس ِ پیش بینی نشده

اصلا فکرش رو هم نمیکردم . باور کنید تا قبل از رسیدنش ، حتی اپسیلونی فکر نمیکردم که اینجوری رخ بده . خب طبیعی هم بود . برام حل شده بود . از خیلی وقت قبلتر ، حل شده بود … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | 4 پاسخ

جاده نوردی ِ نطلبیده

یه آهنگ هایی هم هست که وقتی داری رانندگی میکنی و بی هوا پخش میشه ،مجبوری راهت رو دورتر کنی تا اون آهنگ تموم بشه بعد برسی جایی که میخوای ؛ تا اون آهنگ شهید نشه . مهم نیست قبلش … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | 2 پاسخ

شبح ِ فراموشی

ناخواسته و خواسته نبودم . داستانش احمقانه و مفصله و بیهوده س . اما فهمیدم وقتی میخوای باشی و نمیشه باشی ، خیلی سخت تر از وقتهاییه که میشه باشی و نیستی ! یه پُست باید بذارم درباره ی چرایی ِ … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | 2 پاسخ

ندیدن : مرگ ِ نزدیک ، عشق ِ دور !

هیچ کجا به اندازه ی ” جاده ” فکر ِ منو باز نمیکنه . اصلا جاده ، معبد ِ فکر های منه . وقتی تو جاده هستم ، فکرم بهتر کار میکنه . مهم نیست اسم ِ جاده ش چی باشه یا کجا … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها برای ندیدن : مرگ ِ نزدیک ، عشق ِ دور ! بسته هستند

انتخاب

این دردناکه . خیلی دردناکه که هیچ وقت نتونستیم چیزی رو که واقعا دوست داشتیم ” انتخاب ” کنیم . حالا که فکر میکنم ، میبینم که این قضیه ، نه فقط در زندگی ِ جمعی ما ؛ که در زندگی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | 2 پاسخ

نقد ها را بُود آیا که عیاری گیرند . . . *

کاش میفهمیدیم که ” نقد ” کردن ، به معنای زیر سوال بردن و نفی کردن نیست . اولین معنای نقد ، دوست داشتنه . یعنی من تو رو یا چیزی رو که دارم نقد میکنم دوست دارم . دوست … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در کاش ها | پاسخ دهید:

معیار

دکتر : اینجا درد میکنه ؟ مرد : نه . دکتر : اینجا ؟ مرد : نه . دکتر : نفس ِ عمیق بکش . . . اینجا چی ؟ مرد : نه . دکتر دستش رو حرکت میده : اینجا … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | پاسخ دهید:

هفته

با یادی از سرکار خانم ِ ” گلی ِ ترقی ” و کتاب ِ ” خاطره های پراکنده ” اش شنبه کوفتگی ست . مثل احساس ِ سگ پیری که مش رمضون و سید حیدر انداخته باشندش داخل گونی و بیرون ده با … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | پاسخ دهید: