بایگانی دسته: دسته‌بندی نشده

چیزی ترسناکتر از ترس

در بحبوحه ی نوسان ِ قیمت ارز و از هم گسیختگی ِ بازار و بلاتکلیفی ِ فزاینده و تنش های دیدنی و نادیدنی حاصل از اون ؛ در میان ِ عصبیت ِ آدم های عبوس ِ این روزها که تقریبا شامل حال ِ همه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | پاسخ دهید:

چیزها

قدیم تر ها که تا نزدیک  ِ صبح ، یا خود  ِ صبح یا پس از صبح بیدار بودم و خوابم نمیبرد ، میدونستم که ذهنم درگیر ِ چیزیه . میدونستم که راهش اینه که بنویسمش . از تخت میومدم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | پاسخ دهید:

بوناکی

مثل ِ جنازه ای که باد میکند و به سطح ِ آب می آید و شناور میشود و با هر موج و بادی به کنار و کناره ای می رود ، جنازه ی ” ذهن ” و ” فکر ” هم به … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | پاسخ دهید:

درد ِ درخت

امروز برف اومد . امروز ِ ۲۴ فروردین ، تهران بارون بود و وقتی وارد ِ اتوبان ِ کرج شدیم ، احساس کردم که برف و بارون قاطیه با هم و وقتی به پل چالوس رسیدیم ، همه جا کامل سفید بود و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | 2 پاسخ

تردید

بعد از مرگ ؛ « تردید » قطعی ترین حقیقت ِ زندگیه . اونقدر قاطع ، که با اینکه مدتها درباره ش فکر کردم ، باز هم با تردید دارم اینو میگم . مفاهیم ِ پایه ی زندگی چندان زیاد نیستن . لااقل … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | پاسخ دهید:

سالی که گذشت . . . سالی که میگذرد !

سال ِ ۹۶ تموم شد . خوشحالم از این بابت . قبل از اینکه سال ِ جدید برسه ، برای یکی از دوستام نوشتم : « خوشحالم که امسال داره تموم میشه ، هرچند که میدونم مناسبت های تقویم ، پیوستگی ِ زمان … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | پاسخ دهید:

رسوب ِ خشم

دلم میخواد یکبار ، با بلندترین صدایی که یه حنجره میتونه از خودش خارج کنه ، با حیوانی ترین صدایی که یه انسان میتونه تولید کنه ، رکیک ترین واژه هایی که ساخته شده ، مستهجن ترین کلماتی که گونه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | پاسخ دهید:

امید ِ قاطع

وقتی بهار میشه ، وقتی درخت ها شکوفه میدن ، وقتی شاخه ها جوونه میزنه ، شما اونجور چیزها رو تعبیر به ” امید ” میکنید ؟ شما روییدن ِ درخت ها و اصطلاحا بیدار شدنشون از خواب ِ زمستونی رو نشونه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | پاسخ دهید:

حقیقت ِ محض ِ تلخ

اگه کسی بتونه خودش رو به کاری که داره انجام میده متقاعد کنه ، هر کاری ، هر کاری ، هر کاری رو میتونه انجام بده . میتونه برای اون کاری که انجام میده هزاران دلیل بسازه . حتی اگر … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | 4 پاسخ

جان کندنی از این دست . . .

  جون میکَنم که بنویسم . نه اینکه چیزی برای نوشتن نباشه . نه اینکه ننویسم . اما نوشته ها وقتی تموم میشه که دیگه موضوعیتی نداره . اون هایی هم که هنوز موضوعیت داره ، انگیزه ای برای انتشار … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | پاسخ دهید: